تبلیغات
اس ام اس و جک
دانلود نرم افزار
چیزهای کمیاب برای دانلود
گالری عکس
سرگرمی و طنز
بیوگرافی هنرمندان
داستان های زیبا
آهنگ های تلوزیون
::
امروز:
::
بازدیدهای امروز :
::
بازدیدهای دیروز :
::
بازدید این ماه :
::
بازدید ماه قبل :
::
كل بازدیدها :
::
كل مطالب :
::
مزایای عضویت در گروه بیا تو بندر
پیوستن به بیش از 75000 هزار ایرانی
دریافت رایگان روزانه ایمیل های متنوع
ارتباط و همكاری با مجموعه بیا تو بندر
تبلیغات متنی شما در اینجا با فقط با 4,000 تومان
بزرگترین گالری مدل لباس در ایران
تازه ترین های اینترنت را از اینجا دریافت كنید !

پادشاهی می خواست نخست وزیرش را انتخاب كند. چهار اندیشمند بزرگ كشور فراخوانده شدند.
آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت كه: «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یك جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی كه آن جدول را حل نكنید نخواهید توانست قفل را باز كنید. اگر بتوانید مسئله را حل كنید می توانید در را باز كنید و بیرون بیایید».
پادشاه بیرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به كار كردند. اعدادی روی قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به كار كردند.
نفر چهارم فقط در گوشه ای نشسته بود. آن سه نفر فكر كردند كه او دیوانه است.. او با چشمان بسته در گوشه ای نشسته بود و كاری نمی كرد. پس از مدتی او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد،
باز شد و بیرون رفت!
و آن سه تن پیوسته مشغول كار بودند. آنان حتی ندیدند كه چه اتفاقی افتاد!
كه نفر چهارم از اتاق بیرون رفته.
وقتی پادشاه با این شخص به اتاق بازگشت، گفت: «كار را بس كنید. آزمون پایان یافته.
من نخست وزیرم را انتخاب كردم». آنان نتوانستند باور كنند و پرسیدند:
«چه اتفاقی افتاد؟ او كاری نمی كرد، او فقط در گوشه ای نشسته بود. او چگونه توانست
مسئله را حل كند؟» مرد گفت: «مسئله ای در كار نبود. من فقط نشستم و نخستین
سؤال و نكته ی اساسی این بود كه آیا قفل بسته شده بود یا نه؟ لحظه ای كه این احساس را كردم فقط در سكوت مراقبه كردم. كاملأ ساكت شدم و به خودم گفتم كه از كجا شروع كنم؟
نخستین چیزی كه هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است كه آیا واقعأ مسأله ای وجود دارد، چگونه می توان آن را حل كرد؟ اگر سعی كنی آن را حل كنی تا بی نهایت به قهقرا خواهی رفت؛
هرگز از آن بیرون نخواهی رفت. پس من فقط رفتم كه ببینم آیا در، واقعأ قفل است یا نه و دیدم قفل باز است».
پادشاه گفت: «آری، كلك در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم كه یكی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن كردید؛ در همین جا نكته را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن كار می كردید نمی توانستید آن را حل كنید.
این مرد، می داند كه چگونه در یك موقعیت هشیار باشد. پرسش درست را او مطرح كرد».
این دقیقا مشابه وضعیت بشریت است، چون این در هرگز بسته نبوده است!
خدا همیشه منتظر شماست.انسان مهم ترین سوال را از یاد برده است... و سوال این هست:
"من که هستم...!؟"
لینك مطلب
|
ارسال به بالاترین

برای دیدن بقیه به ادامه ی مطلب بروید.
ادامه مطلب با سلام اولین پست رو با نام خدا با عکس های مرد های هالیودی در لباس زن شروع میکنیم ::Bia2BND.CoM::
لینك مطلب
|
ارسال به بالاترین
لینكستان:
|
دوست دارید وب ما را به دوستان خود در یاهو مسنجر معرفی کنید؟ |
جستجو :در اینترنتدر بیاتو بندر |






